میدونم هیچ ربطی به وبلاگم نداره ........ولی قبل از ورودحال میده
به نام خدا خالق انسان
به نام انسان خالق غم ها
به نام غم ها بوجد آورنده ي اشكها،
به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها
به نام قلبها ايجادگر عشق
و به نام عشق زيباترين خطاي انسان
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه ی صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی
دل نشکستیم ...........
وقتي آموزگار گفت: عشق چند بخشه؟؟ دستم را بالا بردم و با خوشحالي داد زدم: يک بخش فقط يک بخش ....... ولي وقتي تو را شناختم فهميدم که عشق سه بخشه!! عطش ديدن تو شوق با تو بودن اندوه بي تو بودن
بوسه مگر چيست؟؟؟؟
فشار دو لب
عشق مگر چيست؟؟؟؟
فشاردو قلب 
زندگي يعني نه بيداري نه خواب
زندگي يعني سراي امتحان
زندگي يعني در ان عاشق بمان
زندگي يعني کمي و کاستي
زندگي يعني دروغ و راستي
زندگي يعني صفا ، مهر و وفا
زندگي يعني ستم ، جور و جفا
زندگي يعني سفر ، راهي دراز
زندگي يعني جهاني رمز دار
زندگي يعني مهي در پشت ابر
زندگي يعني بلا و درد و صبر
زندگي يعني دو روزي ميهمان
زندگي يعني فريب ميزبان
خدايا...
خدايا
جسم من دشتي ست ، که بذر نيکي در آن مي کارم
و با نام تو آن را آبياري مي کنم
تا گل عطر آگين خضورت در قلبم برويد
خدایم
ذات تو عشق است ، صورت تو عشق است ،رنگ و جان مايهء تو عشق است.
و جان من، کتابي ست که پيام عشق را در آن تحرير کرده اي .
خدايا
عشق انسانها به يکديگر معجزه ء توست شگفتي هاي طبيعت هم موهبت توست .
به باد و باران، آتش و خاک مي نگرم و نجوا مي کنم :
قلب من ، معبد هستي ست... که محراب عشق خدا آن را مزين کرده است .
آيا وجود همين قلب ، بزرگترين معجزه ء خدا نيست ؟



